جهان ایران

جوک: سه سه شنبه

به جنتی می گویند سه بار پشت سر هم این جمله را بگو: امشب شب سه شنبه اس، فردا شبم سه شنبه اس، این سه سه شب، اون سه سه شب، هر سه سه شب سه شنبه اس. همین!

+ جهان ; ٢:۳٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٦ اسفند ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

نقدی بر بیانیه اخیر مهندس موسوی

اجرای طرح هدفنمندی را به فرصتی جهت تجدید قوای جنبش سبز تبدیل نمائیم

بیانیه اخیر مهدنس موسوی به مانند بیانیه های قبلی بسیار با متانت و هوشمدانه است و مانند همیشه بر پایداری بر راه آزادی که الحق این روزها رهبر لایقی پیدا کرده است تاکید دارد.

 به نظر می رسد اگرچه عنوان بیانیه به مناسبت روز دانشجو است اما محتوای آن بیشتر مربوط به طرح هدفمند کردن است و موسوی با هوشمندی نخواسته است بیانیه ای با تیتر مخالفت با اجرای طرح هدفمند کردن صادر کند از این روی تلاش کرده است به صورت غیرمستقیم به آن اشاره کند. اما به نظر من در خصوص طرح هدفمند کردن می توانست بیاینه با دقت بیشتری نوشته شود.

موسوی بر غلط بودن طرح آنهم در شرایطی که دستگاه های برنامه ریزی تعطیل شده است تاکید دارد. اما راه حل کوتاه مدت و میان مدت ندارد. اگر جنبش سبز با طرح هدفمند کردن یارانه ها مخالف است  در چنین شرایطی تکلیف آن چیست؟ آیا مردم نباید به هیچ شکل رسمی و غیر رسمی با این طرح مخالفت کنند؟  آیا همه کسانی که به این طرح اعتراض کنند ماموران گریم شده انتظامی هستند و یا بر عکس بسیاری از مردم محروم ممکن است در اثر فشارهای وارد چاره ای جز مخالفت نداشته باشند؟ نسبت این افراد معترض با جنبش سبز چیست؟ آیا مخالفان طرح هدفمندی را به بهانه اینکه ممکن است اعتراضات آنها به آشوب تبدیل شود را باید محکوم کرد و یا اتفاقا باید از این فرصت با هوشمندی استفاده شود و از آن به عنوان ابزاری برای بالا بردن قدرت اجتماعی جنبش سبز استفاده کرد؟

 به نظر من در شرایط فعلی جنبش سبز به نوعی تجدید قوا نیاز دارد و طرح هدفمند کردن فرصتی است که جنبش سبز می تواند رهبری اعترضات اجتماعی را که پتانسیل آن پیشاپیش وجود دارد  بر عهده گیرد. آگاهی بخشی نباید تنها فعالیت جنبش سبز باشد بلکه جهت دهی به اعترضات مدنی و مشارکت فعال در آنها می تواند پیوند جنبش سبز با جامعه و به ویژه لایه های پائین را بیش از پیش نماید. از این رو لازم است جدای از اعلام مخالفت، به شکلی شفاف استراتژی و برنامه های اعتراضی علیه طرح هدفند کردن مشخص شود.

فراموش نشود که طرح هدفمند کردن پیشاپیش طرح شکست خورده است و چه بهتر که جنبش سبز از این فرصت برای تجدید قوا و انرژی بخشی به هواداران خاموش خود استفاده نماید و علاوه بر آن گروهی دیگر از افراد را که بیشتر در لایه های پائین تر جامعه هستند را نیز در دایره جنبش سبز قرار دهد. در شرایط فعلی پتانسل حرکتهای آشوب گرانه و اعتراضات کور وجود دارد و ضروری است با حضور فعال از انحراف اعتراضات جلوگیری شود. اگر جنبش سبز بتواند اعتراضات اجتماعی را در چارچوبی مدنی قرار دهد هم احتمال موفقیت اعتراضات اجتماعی را زیاد تر می نماید و هم می تواند قدرت اجتماعی و گستره همراهان خود را یک بار دیگر به حاکمیت نشان دهد.

+ جهان ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

تحلیل: دولت با دامن زدن به دعوای ساختگی با مجلس طرح هدفمندی را مسکوت می گذارد.

بالاخره سیاست دولت مشخص شد. طبق اعلام خبرگزاری مهر دولت قرار است به 60 میلیون و پانصد هزار ایرانی ماهانه 40 هزار و پانصد تومان در چهار ماه پایانی سال پرداخت نماید. به عبارت دیگر ده هزار میلیارد تومان در چهار ماه توسط دولت پرداخت خواهد شد. با توجه به اینکه دولت دو برابر مبلغ پرداختی باید از محل آزاد سازی درآمد داشته باشد لذا درآمد دولت همان 20 هزارمیلیارد تومانی خواهد بود که قانون هم پیش بینی کرده است.

 اما دولت یک انحراف فاحش در اجرای قانون ایجاد کرده است.  طبق قانون قرار بود که درآمد دولت از آزاد سازی قیمت ها در 12 ماه برابر 20 هزار میلیارد تومان باشد اما دولت می خواهد این مبلغ را در 4 ماه کسب نماید. به عبارت دیگر افزایش قیمت ها سه برابر پیش بینی اولیه خواهد بود. معنی این برنامه اینست که دولت می خواهد آزاد سازی قیمت ها را به شکلی انجام دهد که اگر درآمد را به جای چهار ماه در 12 ماه محاسبه کنیم در همان سال اول 60 هزار میلیارد تومان درآمد خواهد داشت.  این عدد چیزی برابر کل یارانه هایی است که دولت روی همه اقلام مشمول یارانه پرداخت می نماید. به عبارت دیگر دولت می خواهد همه آزاد سازی قیمت ها را به یکباره انجام دهد و بر خلاف قانون به جای حذف تدریجی، همه قیمت ها را یک شبه افزایش دهد.

                                                                                                                     
اما دولت چرا این کار را کرده است؟ آیا واقعا اراده دولت بر اجرای قانون است؟ به نظر نمی رسد. دولت چنان در قانون انحراف ایجاد کرده است که تنها ایجاد دعوایی مصنوعی با مجلس می تواند توجیه کننده این انحراف بزرگ باشد. این انحراف آنقدر بزرگ است که حتی فراتر از آستانه تحمل مجلسی بی بخار است و لذا مجلس به مخالفت با طرح هدفمندی یارانه ها خواهد پرداخت. چرا که اینچنین شکل اجرای قانون، انحرافی بزرگ از قانون است.  دولت آزاد سازی قیمت ها را به جای پنج سال می خواهد در یک شب انجام دهد.

.  پیش بینی روزهای بعد چندان سخت نیست. مجلس به مخالف با اجرای برنامه غیرقانونی دولت خواهد پرداخت و از طرف دیگر دولت بر اجرای قانون مطابق میل خود اصرار خواهد کرد و این به معنای اینست که باید در  روزهای آینده شاهد جنگ تمام عیار (هر چند ساختگی) بین دولت و مجلس باشیم . به هر صورت انحراف دولت از قانون آنقدر فاحش است که پیش بینی مسکوت گذاردن طرح در مجلس دور از انتظار نخواهد بود.

 تحلیل من اینست که اصولا دولت اراده ای بر اجرای قانون ندارد و یا اینکه به این نتیجه رسیده است که تبعات اجرای طرح بسیار وحشتاک تر از فرضیات ساده انگارانه اولیه است و لذا با چنین کارهایی اتفاقا می خواهد با دامن زدن به دعوای خود با مجلس به شکلی آبرومندانه از اجرای طرح شانه خالی کند.

روزهای پر ماجرایی در پیش است اما شک ندارم که نتیجه نهایی این ماجرا توقف اجرای طرح خواهد بود.

+ جهان ; ٢:٤٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

موفقیت قهوه تلخ، پیروزی مردم بر حکومت توتالیتر است.

مهران مدیری دست به کار بزرگی زده است. برای اولین بار گروه وسیعی از هنرمندان مسیری جدا از صدا و سیما را برای تولید سریال و ارتزاق خود انتخاب کرده اند. باید کمک کرد هنرمندان مستقل از دولت درآمد داشته باشند. تا زمانی که دست هنرمندان به سوی صدا و سیما دراز باشد نباید انتظار استقلال سیاسی آنها را داشت و همیشه مجبور به تولید کارهای سفارشی خواهند بود.
نمی گویم این فیلم اقدامی سیاسی و در جهت اهداف جنبش سبز است ولی قطعا هر چه استقلال مردم و به ویژه هنرمندان از دولت زیادتر شود دولت کودتا دیگر نخواهد توانست با اهرم قطع درآمد و حقوق، فرهیختگان جامعه را سرکوب و مجبور به سکوت نماید. از این رو موفقیت قهوه تلخ پیروزی مردم بر حکومتی توتالیتر است که با کنترل روی همه شئونات سعی می کند سلیقه خود را بر مردم تحمیل و همه اقشار را از نظر مالی به خود وابسته نماید.

+ جهان ; ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

شهرام امیری در 10 سکانس: آیا مقامات اطلاعاتی ایران مقهور سناریوی سیا شده اند؟

شهرام امیری به عنوان یک قهرمان ملی و در لباس یک "دانشمند" هسته ای در حال بازگشت به تهران است. اما پشت پرده بازی رسانه ای در مورد این فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه مالک اشتر چیست؟ کدام روایت صحیح است؟ روایت مقامات ایرانی که او ربوده شده است و اکنون این "دانشمند" در حال بازگشت به تهران است؟ و یا روایت آمریکایی ها که به زعم آنها او آزادانه آمده است و آزادانه در حال بازگشت است؟  و یا روایت سومی هم هست که در آن مقامات سیا توانسته اند مهره سوخته خود را که بازگشتش در هر کشور دیگری به عنوان یک جاسوس نطامی با حکم اعدام مواجه می گردید در لباس یک قهرمان ملی به مقامات اطلاعاتی ایران برگشت بزنند.

و این هم جزئیات سناریوی سوم: آیا محتمل است که داستان شهرام امیری به شرح 12 سکانس زیر باشد؟ شاید!

1.شهرام امیری به اراده خودش به خاک آمریکا می رود.
2. آمریکایی ها به هوای استفاده از اطلاعات محرمانه وی با درخواست امیری موافقت می نمایند.
3.آمریکایی ها شهرام امیری را تخلیه اطلاعاتی می نمایند. پس از تخلیه اطلاعاتی شهرام امیری برای آمریکا مهره ای سوخته شده است.
4. شهرام امیری از رفتن به آمریکا پشیمان می شود و تصمیم می گیرد که به ایران برگردد.( اینکه چرا شهرام امیری می خواهد به ایران برگردد احتمالا به خاطر اینست که خانواده وی در ایران است و وی نتوانسته است خانواده اش را از کشور خارج نماید.)
5. شهرام امیری که به آمریکا فرار کرده استبه دنبال طراحی یک سناریوی هوشمندانه  است که به جای اینکه با لباس یک جاسوس به ایران برگردد به عنوان یک قهرمان ملی برگردد.
6. آمریکایی ها که دیگر امیری برایشان مهره ای سوخته است با درخواست امیری مبنی بر بازگشت به ایران موافقت می نمایند. امیری و سیا با یک طرح هوشمندانه مقامات اطلاعاتی ایران را بازی می دهند.
7. امیری خود را به عنوان کسی که دزدیده شده است به مقامات اطلاعاتی ایران معرفی می نمایند.
8. مقامات اطلاعاتی ایران به خیال اینکه کشف بزرگی کرده اند موضوع را رسانه کرده و به خیال قدرت نمایی پای شهرام امیری را حتی به 20:30 می کشانند.
9. در کمال ناباوری امیری اکنون در حال بازگشت به ایران است. این اتفاق مقامات اطلاعاتی ایران را شگفت زده کرده است تا جایی که متکی گفته است که باید معلوم شود که شهرام امیری این دو سال کجا بوده است.
10. آیا شهرام امیری به زندگی و کار عادی باز خواهد گشت؟ و یا تا پایان عمر باید زندگی توام با کنترل و حبس را انتظار داشته باشد؟
و پایان داستان: آیا مقامات اطلاعاتی ایران حاضرند به قیمت بر باد دادن حیثیت خود با زندانی کردن امیری، شکست اطلاعاتی خود  از سیا را اعلام عمومی نمایند؟

+ جهان ; ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

قیمت این آب نبات هسته ای چقدر بود؟

خاک بر سرشون. در این چند سال، جهت جلب حمایت  چین، روسیه و کشورهای دیگر ده ها باج ریز و درشت دادند. ریسک فعالیتهای اقتصادی در کشور را به شدت بالا بردند. هزینه تامین کالا از کشورهای خارجی را دو چندان نمودند. چندین قطع نامه شورای امنیت را نوش جان کردند و آخر سر به دریافت 120 کیلوگرم اورانیوم خاص برای راکتور تهران قانع شدند.
بد نیست بدانید این نوع اورانیوم دریافتی به جز استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران هیچ کاربرد دیگری ندارد و اصلا خرید و فروش آن حساسیتی ندارد به طوری که 17 سال قبل در دولت هاشمی،  ایران مصرف 20 سال خود را یکجا از آرژانتین با قیمت 5 میلیون دلار خریده بود.
در اینکه جمهوری اسلامی در نهایت به گرفتن یک آب نبات راضی شده شکی نیست ولی کسی می تونه قیمت این آب نبات را که از جیب ملت در این چند سال خرج شد را محاسبه کند؟

+ جهان ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

چرا حاکمیت از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها شانه خالی کرد؟

قبل از هر چیز باید اذعان شود که سخنان امشب احمدی نژاد نه موضع دولت بلکه موضع حاکمیت در انصراف از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها است. از همان ابتدای ارائه بودجه مشخص بود که دولت می خواهد با ایجاد دعوای ساختگی با مجلس از زیر بار اجرای طرح شانه خالی کند. اما دلیل انصرف دولت از اجرای طرح چیست؟ مشخص است. این طرح باعث فروپاشی نظام می گردد و به هیچ عنوان جرات اجرای آن نیست.

 کارکرد این طرح صرفا جنبه انتخاباتی داشته است که به کمک آن بتوانند رای طبقات محروم را به هوای پرداخت مبلغ کلان ماهیانه جذب نمایند. دولت بدون اینکه جزئیات این طرح را اعلام نماید با ایجاد ذهینت کاذب در مورد پرداخت مبلغ کلان ماهیانه توانست حمایت طبقات محروم را با دروغ گویی جلب نماید اما هیچ گاه تبعات اجرای این طرح برای مردم مشخص نگردید.

بهتر است به صورت اجمالی تبعات اجرای این طرح بررسی شود. حتی اجرای این طرح با فرض درآمد 20 هزار میلیارد تومانی (و نه 40 هزارمیلیار تومان ) به معنای افزایش وحشتناک در قیمت حاملهای انرژی است. در پیشنویس این طرح برای تامین درآمد مورد نظر باید قیمت حامل خای انرژی به شرح ذیل تغییر نماید:

 

در ازای افزایش قیمت ها به شرح فوق مقرر شده بود که ماهیانه مبلغ 11 هزار تومان به هر نفر پرداخت شود. از آن عجیب تر اینکه دولت پیشنهاد دو برابر مبلغ فوق را داده بود و این به معنی دو برابر شدن درصد افزایش قیمتهای فوق (در ازای پرداخت ماهیانه 22 هزار تومان) است.

اجرای طرحی با مشخصه های فوق حتی در شرایطی که اعتماد کامل به یک نظام سیاسی وجود داشته باشد می تواند چالش های سیاسی و اجتماعی فراوانی را برای دولت ایجاد نماید. چه رسد به اینکه در موقعیت کنونی که بخشی زیادی از مردم منتقد حاکمیت می باشند به هیچ عنوان فضای مساعدی برای اجرای این طرح وجود ندارد. اجرای این طرح به معنای گسترش دامنه مخالفت با دولت از شهرهای بزرگ و طبقه متوسط به شهرهای کوچک و طبقات پائین تر خواهد بود و به عبارت دیگر مخالفت با نظام سیاسی بسیار گسترده تر خواهد گردید و حاکمیت نه اراده و نه جرات مواجه شدن با چنین سطحی از مخالفت عمومی ندارد.

دو حالت وجود دارد. حالت اول ایسنت که دولت از ابتدا بدون تامل و بررسی دقیق اقدام به ارائه این طرح نموده است. به عبرات دیگر حساب کتابهای دقیقی در مورد نحوه تامین منابع اجرای طرح، میزان افزایش حامل های انرژی و نحوه بازتوزیع درآمدها وجود نداشته است و اکنون مشخص گردیده که امکان اجرای این طرح با پیش فرض های اولیه وجود ندارد.

حالت دوم اینست که دولت از همان ابتدا به مردم دروغ گفته است و این طرح صرفا جنبه انتخاباتی داشته است و دولت تلاش نموده است با تاکید زیاد روی پرداخت مبلغ کلان ماهیانه و بدون تبیین هزینه اجرای این طرح برای مردم عادی رای طبقات پایین را جذب نماید. به عبارت دیگر دولت با دادن چنین طرحی امیدی کاذب در طبقات محروم ایجاد نموده است  و توسل به روشهای حیله گرانه رای طبقات پایئن را کسب نموده است.

هر یک از دو حالت فوق صحیح باشد نتیجه تفاوتی نمی کند. مشخص است که اکنون نظام به این نتیجه رسیده است که اجرای این طرح تبعات سنگینی برای حاکمیت ایجاد خواهد نمود و لذا با طرح مسئله رفراندوم می خواهند اقدام به خرید زمان بنمایند. سخنان امشب احمدی نژاد به معنای شروع بحث های فرسایشی چندساله است و می تواند این موضوع تا پایان دولت احمدی نژاد طول بکشد.

طنز ماجرا در این جاست که دوطرف دعوای امشب یعنی دولت و مجلس در این انتخابات در یک جبهه قرار داشته اند و مسخره است که جناب توکلی به رغم شناخت خود از مواضع اقتصادی احمدی نژاد در این انتخابات از وی حمایت نمود. سخنان احمدی نژآد به معنی تعلیق چند ساله طرح هدفمند کردن یارانه ها است اما اتفاقا پیشنهاد تعلیق این طرح ابتدائا توسط توکلی مطرح شده بود و همه این نشانه ها حاکی از تصنعی بودن این دعواها و اراده حاکمیت در تعلیق این طرح است.

بازی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها فقط یک بازنده دارد و آن هم مردمی هستند که اسیر وعده های دروغین دولتی شدند که با ایجاد امید کاذب و وعده های توخالی توانست رای آنها را جلب نماید.   

 

+ جهان ; ٤:۱٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

 

گاف هایِ کیهان از دستگیری ریگی: او روز قبل از دستگیری هم در دبی بوده،هم در افغانستان وهم درمسیر قرقیزستان

کیهان با ارائه سه روایت متناقض از دستگیری ریگی دو گاف واضح  داده است. در گاف اول کیهان از یک طرف به نقل از وزیر کشور محل دستگیری او را در خارج از کشور اعلام کرده است اما مقام امنیتی مرتبط با کیهان اعلام کرده است که هواپیمای او حین عبور از آسمان ایران مجبور به فرود اضطراری در یکی از شهرهای جنوبی شده است . در گاف دوم در حالیکه وزیر اطلاعات با ارائه یک عکس مدعی حضور ریگی در پایگاه نظامی آمریکا در افغانستان شده است اما همزمان اعلام شده است که در همان روز او در حال مسافرت هوایی از دوبی به قرقیزستان بوده است

کیهان در یک گزارش در مورد دستگیری ریگی سه روایت متناقض ارائه کرده است:

  1. به گزارش خبرنگار کیهان ریگی که سرکردگی گروهک تروریستی «جندالله» را برعهده داشت و طی سالهای اخیر دست به جنایات متعددی علیه مردم مظلوم سیستان و بلوچستان و حافظان امنیت آن منطقه زده بود، صبح سه شنبه درون یک پرواز که از دوبی به مقصد قرقیزستان در حال حرکت بود، در تور اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان(عج) قرار گرفت و دستگیر شد.
    اطلاعات دریافتی کیهان حاکی از آن است که عبدالمالک به همراه «حمزه» نفر دوم گروهک جندالشیطان در این پرواز حضور داشته و هر دو نفر دستگیر شده اند.مقام های امنیتی در این باره به کیهان گفتند: «ریگی از چند روز قبل تحت مراقبت قرار داشت تا اینکه حضور او در یک پرواز مسافربری که از آسمان ایران عبور می کرد فرصتی مناسب برای دستگیری وی ایجاد کرد.» بنابر اطلاعات موجود مقام های نظامی و امنیتی صبح روز سه شنبه پس از حصول اطمینان از اینکه ریگی در این پرواز قرار دارد، از خلبان خواستند پرواز را در یکی از شهرهای مرکزی ایران فرود آورد. خلبان پرواز به دلایلی نه چندان روشن مدتی از این کار امتناع کرد اما نهایتا و پس از رهگیری هواپیمای مسافربری توسط چند جنگنده شکاری نیروی هوایی، در یکی از بنادر جنوبی ایران فرود آمد و ماموران اطلاعاتی توانستند ریگی را بی آنکه کوچکترین آسیبی به دیگران برسد، دستگیر کنند.
  2. از طرف دیگر کیهان طی گزارشی از جلسه مصاحبه حیدر مصلحی اعلام کرد که حجت الاسلام حیدر مصلحی روز سه شنبه پیروزی بزرگ سربازان گمنام امام زمان(عج) در دستگیری سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله را به ملت ایران تبریک گفت و افزود: به اعتقاد من حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 22بهمن و نشان دادن اقتدار نظام جمهوری اسلامی زمینه ساز این موفقیت بود.وی با تاکید بر اینکه «بنا بر اسناد متقن عبدالمالک ریگی از سوی سرویس اطلاعاتی آمریکا و دیگر قدرت ها حمایت می شد» به اشراف جمهوری اسلامی ایران در این مسئله اشاره کرد و با ارائه عکسی به خبرنگاران و تصویربرداران حاضر در این جلسه که به 24ساعت قبل از دستگیری عبدالمالک ریگی از سوی ایران مربوط می شد، اعلام کرد: این عکس 24ساعت قبل از دستگیری این شرور در مقر نیروهای آمریکایی در افغانستان گرفته شده است.
  3. در روایت سوم به نقل از وزیر کشور آمده است: این فرد شرور که در اختیار نیروهای امنیتی اطلاعاتی کشورهای بیگانه قرار داشت و دست به شرارت می زد با هوشیاری نیروهای امنیتی و سربازان گمنام امام زمان در یک فرصت مناسب در خارج از کشور دستگیر و به داخل منتقل شد.
+ جهان ; ٢:٢٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()